تبلیغات
ویکی جوک در خدمت خنده - جکاای دِ نَ دِ سری 3
 
ویکی جوک در خدمت خنده
جک های زیبا***در همه رنگ***برای همه سنین***کارساز برای همه سلیقه ها***بخونید لذت ببرید***
دوشنبه 29 اسفند 1390 :: نویسنده : iliya walker

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی. میگه : دِ نـَـه دِ در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم!

به راننده تاکسی میگم همین بغلا لطفا ….میگه پیاده میشید ..گفتم
دِ نـَـه دِ شما گازشو بگیر من اجکت می‌کنم

 ************************************

 خود کرده را تدبیر نیست دِ نـَـه دِ پس اونوقت هر کی اشتباه کرد بره بمیره چون دیگه راهی برای زندگی کردن نداره ؟

**************************************

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ همه تن چشم شدم…..
.
.
دِ نـَـه دِ

.
اصلش اینه:
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ فکرنکن یاد تو بودم، کارنداشتم ول می گشتم!

 *************************************

دارم از گشنگی می‌میــــــــــــــــــرم دِ نه دِ روزه همینه دیگه

 **************************************

ژاپنی ها میگن :
ما میتونیم ، مگر اینکه بلایی نازل بشه !

دِ نـَـه دِ”……….. درستش اینکه بگی :
ما نمی تونیم ! مگر اینکه فرجی بشه !!!





نوع مطلب : جکای دِ نَ دِ، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : iliya walker
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
با کدوم جکا بیش تر حال میکنید؟؟؟؟؟؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :